حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

160

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عماد الدّوله نيز از فارس همين كار را كرد . دشمنان ركن الدّوله در اين تاريخ به شرحى كه سابقا گذشت عبارت بودند از وشمگير زيارى و منصور بن قراتكين سپهسالار اردوى سامانيان در خراسان و يكى ديگر از سران ديلمى بنام مرزبان بن محمّد بن مسافر . آل مسافر خاندان ديگرى هستند از ديالمه كه از حدود اواخر قرن سوّم هجرى در نواحى شمال غربى قزوين و طارم زنجان استيلا پيدا كرده و با ديالمه جستانى وصلت نموده بودند و از ايشان اوّل كسى كه شهرتى يافته محمّد بن مسافر است كه با اسفار و مردآويج معاصر بوده و مردآويج بدستيارى او بساط اسفار را در تاريخ 316 برچيده است . محمّد بن مسافر بر دو پسر خود مرزبان و وهسودان بدگمان شد و چون مردى تندخو و كينه‌كش بود خواست آن دو پسر را از ميان بردارد ليكن پسران از نقشهء پدر آگاه گشته در سال 330 او را در قلعه‌اى محبوس كردند و از ايشان مرزبان در همين سال آذربايجان را هم مسخّر خود ساخت و تا ارمنستان تاخت . در سال 337 موقعى كه ركن الدّولهء ديلمى در زحمت كلى افتاده بود مرزبان مسافرى در رى طمع كرد و چون معزّ الدّوله هم نسبت بفرستادهء او توهين نموده بود با ناصر الدّوله همدست شد و امير حمدانى به او وعدهء مساعدت داد امّا مرزبان زيربار تكليف او براى حملهء ببغداد نرفت و به قصد رى حركت كرد . ركن الدّوله چنان كه در احوال آل زيار گذشت ابو منصور محمّد بن عبد الرّزاق طوسى را كه در اين تاريخ به او پناهنده شده بود بجنگ مرزبان فرستاد و او و حسن بن فيروزان و محمّد بن ماكان مرزبان را شكستى سخت دادند و ابو منصور آذربايجان را از دست او و پدرش محمّد بن مسافر و برادرش وهسودان گرفت و تا يك سال در آذربايجان بود . معزّ الدّوله دو بار ديگر بر سر خراجى كه ناصر الدّوله قرار كرده بود ساليانه به او بپردازد و هر دو بار از اداى آن سرپيچيده بود بجنگ پرداخته يكى در سال 347